زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 16 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

13 بدررر

1394/1/13 23:20
نویسنده : هستی مامی
713 بازدید
اشتراک گذاری

 

در مخیلاتمون هم نمی گنجید که امروز یه هوای بارونی باشه

 

از ساعت 1 دیشب بارون میومد تااااااااااااااااا ساعتای 10 امروز صبح

 

ولی از اونجایی که دیگه نمیشد از خونه بیرون نیایم ساعتای 10 و نیم اومدیم بیرون و با مادر جون و خاله ها و دایی مرتضی و مامان بزرگ و بابا بزرگ و عمو جون و برادرای شوهر خاله زدیم بیرون و بعد کلی گشتن دنبال جا و استخاره گرفتن که بمونیم یا برگردیم خونه ، بخاطر باد شدیدی که می اومد و گه گاهی هم بارون ، بالاخره رفتیم یه مزاری نزدیک خوسف که اسمش الان دقیق یادم نیست ...ساعتای 12 و نیم رسیدیم و ....

 

 

 

 

 

زهرا خانم بخاطر بادی که می اومد اکثرا تو چادر بودن

 

محمد و زهرا

 

اینجا هم با محمدجان مشغول  بیرون ریختن وسائل کیف من بخت برگشته بودنچشمک

 

 

 

 

به به بفرمایین سیب زمینی کلوخیخندونک

 

 

اینم از نهارمون جای همه تون خالیزیبا

 

 

زهرا خانم مشغول خوردن پرتغال

 

 

روز خوبی بود کلی خوش گذشت آخر سر هم ساعتای 5 و نیم بعد از ظهر رسیدیم خونه

 

 

پسندها (3)

نظرات (2)

✓ مامان زهراღ
25 فروردین 94 0:02
همیشه به خوشی باشه
مامان
5 اردیبهشت 94 13:45
مزار نصرآباد نزدیک خوسفه!!!! همیشه به خوشی دوستم
هستی مامی
پاسخ
نه مزار نصر آباد نبود اسمش یه چیز دیگه بود